درد دل

نمي دونم وقتي مطلب قبلي را خونديد چه حالي داشتيد ولي من وقتي براي اولين بار با اين حديث اشنا شدم رفتم تو فكر كه چقدر خوبه كه يكي هست كه ما رو خيلي دوست داره ، برامون نگران ميشه، وقتي مريضيم اونم به خاطر مريضي ما مريض ميشه و مثل مادر كه حتي به قول خودشان كه خيلي راستگو هستند از مادر هم به ما نزديك تره ولي واقعا چقدر خوبه...
به خودم گفتم وقتي من يه دوست به اين خوبي دارم يه باباي مهربون دارم ديگه براچي بايد ناراحت باشم هر وقت غصه دار ميشم مي تونم با اينها حرف بزن به قول خودمون هميشه هم در دسترسن نبايد دنبالشون بگرديم وقتي صداشون كنيم خودشون ميان
نمي دونم دوست دارم نظر شما ها رو نيز در اين زمينه بدونم

/ 0 نظر / 7 بازدید