كار و شغل شيخ 

خيّاطي يكي از شغل هاي پسنديده در اسلام است . لقمان حكيم اين شغل را براي خود انتخاب كرده بود .(2) در حديثي از پيامبر خدا (ص) نقل شده كه فرمود :

« كار مردان نيك خياطي است و كار زنان نيك ريسندگي است . » (3)

جناب شيخ براي اداره زندگي خويش اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلي خيّاط » معروف شد . يكي از فرزندان شيخ در اين باره مي گويد : ابتدا پدرم در يك كاروانسرا حجره اي داشت و در آن خياطي مي كرد . روزي مالك حجره آمد و گفت : راضي نيستم اين جا بماني . پدرم بدون چون و چرا و بدون اينكه حقّي از او طلب كند ، پذيرفت و حجره را تخليه كرد و تحويل داد ، از آن پس در منزلي از اتاق نزديك به در خانه براي كارگاه خياطي استفاده مي كرد .

► 
◄جديّت در كار و انصاف در گرفتن اجرت 

جناب شيخ در كار خود بسيار جدي بود و تا آخرين روزهاي تلاش مي كرد تا از دسترنج خود زندگي را اداره نمايد . با اينكه ارادتمندان وي با دل و جان حاضر بودند زندگي ساده او را اداره كنند ، ولي او حاضر به چنين كاري نشد . در حديثي از رسول اكرم (ص) مي خوانيم : « هر كه از دسترنج خود گذران زندگي كند ، روز قيامت در شمار پيامبران باشد و پاداش پيامبران بگيرد . » (4)

و در حديث ديگر از آن حضرت آمده : « عبادت ده بخش دارد ، كه نه بخش آن در طلب روزي حلال است .» (5)

يكي از دوستان شيخ مي گويد : فراموش نمي كنم كه روزي در ايام تابستان در بازار ، جناب شيخ را ديدم ، در حالي كه از ضعف رنگش مايل به زردي بود . قدري وسايل و ابزار خيّاطي را خريداري و به سوي منزل مي رفت ، به او گفتم : آقا ! قدري استراحت كنيد ، حال شما خوب نيست . گفت : « عيال و اولاد را چه كنم ؟ »

پيامبر (ص) در همين باره مي فرمايد : « خداوند دوست دارد بنده اي را كه در راه روزي حلال و تأمين هزينة خانواده خود را به سختي و زحمت مي افكند . » (6)

شيخ در گرفتن اجرت براي كار خيّاطي ، بسيار با انصاف بود ، به اندازه اي كه سوزن مي زد و به اندازة كاري كه مي كرد اجرت مي گرفت و هرگز راضي نبود ، چيزي بيش از كار خود از مشتري دريافت دارد . از اين رو اگر كسي مي گفت : جناب شيخ اجازه بدهيد اجرت بيشتري بدهم قبول نمي كرد . در حديث است كه امام علي (ع) فرمود : « انصاف بزرگترين فضيلت ها است .» (7)

► 
◄در تعبّد شيخ 

شيخ سحرها معمولا بيدار بود ، بعد از آفتاب حدود نيم ساعت تا يك ساعت استراحت مي كرد بعدازظهر ها هم گاهي استراحت مي كرد .

با اين كه خود اهل مكاشفه و شهود بود مي فرمود : « در مكاشفات يقين نداشته باشيد و هيچوقت بر مكاشفه تكيه نكنيد . هميشه بايد رفتار و گفتار امامان را الگو قرار دهيد .»

در تأكيد و عمل به تعبّد و احكام الهي در جلسه هاي عمومي به اين آيه كريمه تمسّك مي كرد : « خدا بي نياز است ، ياري خدا ، عمل به احكام او و تمسّك به سنت پيامبر اوست . »

و نيز مي گفت : « اگر مؤمنين إنيّت (8) خود را كنار بگذارند به جايي مي رسند . »

/ 0 نظر / 4 بازدید