چرا اين همه فرقه!!؟؟

سلام به تازگی يک گروه در ياهو ساخته شده به نام منهاج (menhaj) كه در مورد قرآن است. در اين گروه يه قسمتی هست به اسم پاسخ به شبهات كه بنده حقير اين مسوليت رو پذيرفتم در عين حال كه به سوالات در گروه پاسخ می دهم همون سوالات رو در وبلاگ نيز قرار می دهم، حالا سوال اول:

يكي از سوالاتي كه در مورد قرآن پيش مي ياد اين است كه چرا با وجود كتاب مشترك يعني قرآن و پيامبر مشترك يعني حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم 72 فرقه در اسلام پيش آمده؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

براي پاسخ به اين سوال اول به سراغ دو فرقه اصلي يعني شيعه و سني مي رويم و در ابتداي يك بحث تطبيقي اعتقادي ميان اين دو فرقه مي كنم:

 

بحث تطبيقي اعتقادي ميان شيعه و سني

 

مقدمه 1: معرفي صحيحين از ديدگاه اهل تسنن:

علماي اهل سنت از ميان كتب حديث شش كتاب را انتخاب نموده اند و ان ها را در مرتبه اول از اطمينان مي دانند به طوري كه آن ها را صحاح يعني مطابق واقع ناميده اند.

از نظر آنان هر مطلبي كه در يكي از اين شش كتاب به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت داده شده واقعال يا از ميان دو لب مبارك آن حضرت صادر گرديده و يا عملا آن را تصديق و تائيد نموده است. ولي در كتب حديث ديگر اين خصوصيان نيست.

در كتاب احقاق الحث ج2 ص235 آمده كه فضل بن روز بهان مي گويد: همه حديث هايي كه در صحاح ششگانه است صحيح و مطابق با واقع است.

صحاح سته عبارت اند از:

1.    صحيح بخاري

2.    صحيح مسلم

3.    سنن ترمذي

4.    سنن ابن ماجه

5.    مسند احمد حنبل

6.    سنن ابي داوود

 

مقدمه2:

ــ توحيد از ديدگاه اهل تسنن:

جرير مي گويد: يكشب (شب چهاردهم) در حضور رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بوديم آن حضرت نگاهي به قرص ماه كرده آن گاه فرمود: همان طور كه قرص اين ماه را مي بينيد، خدا را نيز خواهيد ديد و در ديدار خداوند هيچ فشار و ناراحتي بر شما وارد نخواهد گشت.  به نقل از صحيح بخاري ج1 باب فضل صلاه الفجر و...

 

اين نمونه اي كوچك از مشخصات خداوند در كتب معتبر اهل تسنن بود. كه در اين كتب خداوند بي همتا را داري پا‍، دست ، چشم  و مكان و هر چيز ديگري كرده اند. اگر كسي نمونه هاي بيشتري بخواهد مي تواند با همين ايدي تماس بگيرد تا سريعا برايش بفرستم.

 

ــ‌ نبوت از ديدگاه اهل تسنن:

در صحيح مسلم و سنن ابن ماجه سه حديث بدين مضمون نقل شده است رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم عده اي را ديد كه مشغول تابير و تلقيح درختان خرما بودند حضرت رسول علت اين كار را سوال نمود! گفتند: اين همان تلقيح و گردافشاني است كه در درختان خرما انجام مي دهيم. حضرت رسول فرمودنداگر اين كار را ترك كنيد بهتر خواهد بود. آنان نيز طبق فرمان پيامبر خدا دست از گردافشاني كشيدند.

در نتيجه آن سال محصول خرما فاسد گرديد و درختان خرما بارور نشد موضوع را به سمع رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم رسانيدند، حضرت فرمود: آن چه در گرد افشاني نخل ها براي شما گفتم راي شخصي خودم بود، در اين گونه موارد مرا مواخذه نكنيد ولي اگر از سوي خدا دستور آوردم آن را مورد اجرا قرار دهيد زيرا من هرگز بر خدا دروغ نمي بندم.

در حديث دوم آمده است: پيامبر فرمود: من بشري بيش نيستم اگر درباره دين دستوري به شما دادم عمل كنيد، ولي اگر راي خود را به شما گفتم من هم مانند شما بشر هستم.

و بالاخره در حديث سوم آمده است: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: شما به امور دنيا و زندگيتان از من آشناتر هستيد.

مدارك: صحيح مسلم ج7 كتاب الفضائل و...

 

فعلا اين دو مقدمه رو داشته باشين تا باقيش...

/ 0 نظر / 14 بازدید